دل نوشته ها واشعار من
در این شبهای نورانی

دعایم کن...

دعایت می کنم...

شاید قبول افتد...

نگاهش مهربا ن گردد

                             

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت 7 بعد از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

پدرم...

تو چو خورشید غروبی داری...

بس غم انگیز ولی....

در دلم گرمی نورت با قیست

پدرم.......

روزی نیست...

که بیاد تو نباشم ان روز

میلاد مولود کعبه وروز پدر مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اردیبهشت1393ساعت 5 بعد از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

نذر دارم کوچه های بیقراری را بگردم...

گل بکارم ...پای هر آ وار دیواری

روی سنگی که....بال جوجه گنجشگ را خون کرد

جمله ای از عشق بنویسم...

مشگل هر کوچه بن بست را...

رو به سمت آفتاب آشنایی وا کنم

نذر دارم...ابرهای مهربانی را...

وقت باران...

قطره...قطره...

در دهان قلب های تشنه بگذارم

نذر دارم مهربان باشم...

مهربانا......مهربانانه نگاهم کن

+ نوشته شده در  جمعه 19 اردیبهشت1393ساعت 9 قبل از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

مادرم ...مهربان چون خورشید

با نگاهی که پر از زمزمه های عشق است

دوستش می دارم....

بالشکهای قدیمی دودستش ....لبریز

از پر پروانه...با هزاران رنگ از عشق وصفا...

غر ق خواهم شد در دامانش....

وقت ابراز غم انگیز ترین غمهایم

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 فروردین1393ساعت 5 بعد از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

   نرگس روی تو وقصه عشق

ماجراهای در بسته عشق

من و یک چشم به امید وصال

تو ویک وعده پیوسته عشق

.....   ...... ......

مانده ام گوشه ظلمانی خود

ماتم از اینهمه حیرانی خود

یک جهان غصه ویک دل تنها

می خورم زخم زبد جانی خود

----------------------------- 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 فروردین1393ساعت 7 قبل از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

بهار می رسد زراه....

پر از شکفتن امید ....

پر از سرود ابر وآب

پر از نگاه مهربان افتاب..

بهار می رسد زراه...

دلم شکفته می شود زبوی عشق

تو با بهار میرسی.....

تو با شکو فه های بی قرار می رسی

به دور از نگاه تنگ حاسدان

میان نغمه های عاشقا ن...

تو می رسی ز راه

کدام....نگاه عاشقی ؟

بهار را برای ما حرام کرده است

نه.... ان نگاه مهربان

سجود عشق را همیشه در بهار...

مستدام کرده است

در این بهار ...

تو مهربان...

بگیر دست شکر را...

به زیر بارش غریب رحمت خدا

بهار انحصار نیست....

بهار انحصار که ...بهار نیست!!!!!

بهار مال هرچه قلب عاشق است.

(پیشاپیش رسیدن بهار بر شما مبارک باد)

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1392ساعت 1 بعد از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

پیک رساند نامه ی هجرت ناگهانیت

این دل بیقرار را...طاقت این خبر نبود

شاهد عشق می زند نی لبک بیابیا

گوش در این یار جفا پیشه ی خیره سر نبود

پرزدی وجدا شدی بال زنان رها شدی

لیک مرا دراین سفر قدرت بال وپر نبود

ای همه مهربانیت توشه ی زندگانیم

این چه مقدر است که جای نه واگر نبود

بال زنان دور شدی غایب ومهجور شدی

این چه زمان رفتن است ؟موقع این سفر نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1392ساعت 7 قبل از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

باز شد پنجره صبح امید...

باز شد قلب پر از اتش خورشید

بر این دشت خموش....

و جهان وطنم ....

غرق شد در تب ونور...

غرق شد غرق سرور

و فرو افتاد از سقف زمین..

بانگ الله...الله...

همچو آ ویزه ی نور...

بگذار که بیاویزم ...بر حلقه ما

و شوم مهره ای افزوده شده...

بر همه ...این همه ها ا

(22بهمن سالروز انقلاب اسلامی مبارک باد)

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1392ساعت 10 قبل از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

زندگی اینجاست....

در میان آر زوهایی که....

سقفش دور وناپیداست

غوطه وردررنگهایی که...

پر از امید فرداهاست

بازهم ...جاری شدن در حس نو بودن

بازهم بودن بدون حس خود بود ن

زندگی اینجاست....

اما...من کجا هستم !!!!!.....؟

کس چه می داند

شایدم پرواز کردم...

رو بسوی چشمه ای.....که بودنم انجاست

+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1392ساعت 3 بعد از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

دلم پر است از غمی که می کشد مرا....

چرا ....چرا؟؟؟؟؟؟

کنار می رود نقاب چهره ه ها

برابر...تلا لو عجیب سکه ها!!!!!!!!

و پول معنی کثیف هرچه نفرت است

تو مهربان که پر زلطف وعشق بوده ای

تویی که در نگاه من پر از صفا و مهربانی گذشته ای....

چرا غریبه گشته ای؟؟؟؟چرا عجیب دور می نمایی ازدلم؟؟؟

نمی شناسمت!!!نگاه تو ....

ان نگاه مهربان اشنا ....نیست

چقدر فاصله است بین انچه می شناختم.....

وانچه در برابرم نشسته است

......حریم ها شکسته است.....

فضا پر ازسرود وهمناک دشمنی است.....

ومن میان این همه شکسته ها........چقدر زخمیم


برچسب‌ها: ین تو
+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1392ساعت 8 بعد از ظهر  توسط م.عظیمی  | 

مطالب قدیمی‌تر